سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

سوختم

ارسال شده توسط ناهید در 96/10/25:: 4:13 صبح
در پی برخورد دو کشتی در آب‌های چین، 30 ایرانی ناپدید شدند

      با عرض تسلیت به خانواده ها و بازماندگان و ملّت غیور ایران در حادثه غمبار برخورد نفتکش ایرانی با کشتی فله بر چینی و آتش گرفتن آن در آبهای دریا و ناپدید شدن جمعی از هموطنان عزیز ما در مورخه شنبه 16 دی ماه 1396

  در دل امواج دریا سوختم
  سوختم اما چه زیبا سوختم

  دور از همکار و یار و خانمان
  با دلی خونین ، فریبا سوختم

  در درون شعله های نفت و گاز
  همچو شمعی بی تو تنها سوختم

  آنهمه گرمای بیش از حد مرا
  سوخت اما بس شکیبا سوختم

  نیست در عالم کسی مانند من
  چون میان آب دریا سوختم

  همچو قویی در شبی دور از وطن
  بس غریب و زار و تنها سوختم

  موجهای آب هم کاری نکرد
  آه ،آری ، بی مداوا سوختم

  پیکرم در آب دریاهای چین
  گر نشد پنهان و پیدا سوختم

  گوییا پروانه ای در شعله ها
  ساختم از سوزش اما سوختم

  ذره ای از پیکرم پیدا نشد         
  چون سمندرها سراپا سوختم

  خواهم از حقّ بخشش روز جزا

  در جهنمهای دنیا سوختم

                              (سراینده: ناهید)


من خدا را نمی شناسم (91) زنان ما باید چگونه باشند؟

ارسال شده توسط ناهید در 96/10/24:: 9:40 عصر

خون شهدا برای حجاب

                                       من خدا را نمی شناسم (91) زنان ما باید چگونه باشند؟

     دانش پژوه گفت: استاد خداوند در سوره های نور و احزاب به زنان پیامبر و مؤمنین فرموده است که حجاب را رعایت کنند نه زنان ما. پس چرا ما باید حجاب خودمان را نگاهداریم؟

                                                   
      استاد گفت: در قرآن کریم اکثر قریب به اتّفاق دستوراتی که خطاب به پیامبر اکرم (ص) آمده است به قول معروف " در به توام ، دیوار تو گوش بگیر است " زیرا پیامبر اکرم (ص) و همسران ایشان می دانستند که باید چه کارهایی انجام بدهند و چه کارهایی انجام ندهند. مؤمنین هم با تاسی و پیروی از پیامبر (ص) و همسران ایشان سعی می کنند که طبق فرموده خداوند در قرآن کریم حجاب خودشان را حفظ و به آن پای بند باشند.
       
     ما ابتدا از هر چیز باید ببینیم که آفریننده ما از ما چه خواسته است. آیا خداوندی که ما را آفریده است، دوست دارد ما که لخت به دنیا آمده ایم، لخت و بدون حجاب هم زندگی کنیم، یا چنین چیزی صحّت ندارد.

     خداوند در قرآن کریم در سوره مبارکه اعراف آیه بیست و هفتم می فرماید: یَا بَنِی آدَمَ لَا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ (27) اى فرزندان آدم زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از ایشان برکند تا عورتهایشان را بر آنان نمایان کند در حقیقت او و قبیله‏ اش شما را از آنجا که آنها را نمى ‏بینید مى ‏بینند ما شیاطین را دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى ‏آورند (27)  پس از اینجا معلوم شد که خداوند دوست ندارد که ما بدون حجاب و لباس مناسب باشیم. خداوند هرگز امر به کار زشت و فحشا و منکرات نمی دهد.

    در سوره مبارکه احزاب آیه پنجاه و نه می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ کَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا (59) اى پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گیرند این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است. (59)

      تن و بدن زن ویترین شهوترانی برای مردان هرزه ای نیست که بخواهند با چشم چرانی به اقصی نقاط بدن آنها و تشخیص حجم بدنشان دمی را به خوشگذرانی مشغول باشند.        

     در آیه سی و یکم سوره مبارکه نور نیز می فرماید: و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسرى خود را بر سینه خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن] بى ‏نیازند یا کودکانى که بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نکرده‏ اند آشکار نکنند و پاهاى خود را [به گونه‏ اى به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى دارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید (31)

     خداوندبا تاکید به این امر، فرمان به حجاب هم داده است. اگر زنان و دختران ما بدانند حجاب آنها خودش ثواب یک جهاد فی سبیل الله را دارد. مسئله مهم دیگر اینکه، ما را خداوند آفریده است و خیر و صلاح ما را در دنیا و آخرت از هر کسی حتی خود ما و دیگران هر اندازه هم که علم و دانش و مطالعه داشته باشند، بیشتر و بهتر می داند. لذا ما نباید بنا به دلخواه خودمان و یا دیگران کاری را انجام بدهیم و باید گوش به فرمان آفریننده خود باشیم زیرا مبارزه منفی و ضد دین و خلاف دستور خداوند رفتار کردن عقوبت بسیار ناگواری در پی خواهد داشت.

    اکنون به آیه نوزدهم سوره مبارکه نور توجه بفرمایید: إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (19) کسانى که دوست دارند که زشتکارى در میان آنانی که ایمان آورده‏ اند شیوع پیدا کند براى آنان در دنیا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا[ست که] مى‏ داند و شما نمی دانید (19)

    ما انسانها همه مخلوق هستیم و باید تابع مقرراتی باشیم که خالق ما در کتاب آسمانی قرآن فرموده است. یک مهندس اگر دستگاهی را برای کار مخصوصی اختراع کند، برای آن دستور العمل و کاتالوگ می نویسد و ما پس از خرید آن دستگاه ناچار از انجام دستورات مخترع و پدید آورنده آن خواهیم بود آیا می شود خداوند ما را با این همه فهم و شعور و عقلانیتی که داریم، بدون دستور العمل آفریده باشد؟

 

     به معنی قسمتی از آیه 23 سوره مبارکه یونس (ع) توجه بفرمایید: ... أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْیُکُمْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ مَتَاعَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا ثُمَّ إِلَیْنَا مَرْجِعُکُمْ فَنُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ?23? ... اى مردم سرکشى شما فقط به زیان خود شماست‏ شما بهره زندگى دنیا را [میطلبید] سپس بازگشت‏ شما به سوى ما خواهد بود پس شما را از آنچه انجام مى‏ دادید باخبر خواهیم کرد (23)

    از عقل و خرد بدور است انسانی با این همه پیچیدگیهای روحی و روانی و جسمی که دارد، مانند حیوانات یله و آزاد در طبیعت رها شده باشد. مهم اینکه پس از پایان زندگی در این دنیای بی بقا، حتما حساب و کتابی هم وجود خواهد داشت. ما در این دنیا برای پایان هر سال تحصیلی باید امتحان بدهیم و به نتیجه کارمان رسیدگی بشود و برای کار در یک موسسه و کارخانه از ما تست و آزمایش می گیرند آیا می شود یک خالق دانا و حکیم برای پایان یک عمر زندگی انسان، هیچ حساب و کتابی نگذاشته برای او در نظر نگرفته باشد.

     به معنی آیه 5 سوره مبارکه فاطر توجه بفرمایید: اى مردم همانا وعده خدا حق است زنهار تا این زندگى دنیا شما را فریب ندهد و زنهار تا [شیطان] فریبنده شما را در باره خدا نفریبد (5)

     خیلی از کارهای خوب و بد را نمی توان در این دنیا پاداش داد. مثلا اگر فردی چند نفر را کشته باشد و او را قصاص و اعدام کنند، فقط در ازای یک نفر از آنها عقوبت شده است؛ سزای بقیه مقتولین چه خواهد شد؟ بالعکس این هم صادق است. انسانی که در زندگی بجز نیکی انجام نداده است و یا جان عده زیادی را از مرگ نجات بخشیده است را در کجا و چگونه می توان پاداش داد؟

    پس به این نتیجه می رسیم که پس از مرگ، باید روزی باشد که تمام کارهای خوب و بد ما مورد بررسی قرار بگیرد و به کسی که ما را آفریده است، جواب تمام اعمالی را که در دنیا انجام داده ایم بدهیم.

    خداوند در قرآن که دستور العمل زندگی ما انسانهاست فرموده است که شما را آفریده ام که مرا عبادت کنید. آیا بی حجابی و لخت شدن در ملا عام عبادت خداست؟ او هرگز چنین فرمانی به ما نداده است.


من خدا را نمی شناسم (90) ابر قدرت به چه کسی می گویند.

ارسال شده توسط ناهید در 96/10/22:: 8:34 عصر

 الله اکبر

                                            من خدا را نمی شناسم (90)

   دانش پژوه پرسید: استاد اَبر قدرت کیست و به چه کسی ابر قدرت می گویند؟

    استاد گفت: ابر یکی از پیشوندهای زبان فارسی و به معنی برترین و بالاترین است. مانند ابر مرد - ابررسانا و از این قبیل بنا براین ابرقدرت یعنی: بالاترین و برترین قدرت. ما همه می دانیم که همه انسانها نیازمند و محتاج هستند حتی ما آدمها به هوایی که از چند گاز به این سبکی تشکیل شده است و آن را هم نمی بینیم نیازمندیم. لذا اولین و برترین ابر قدرت خداوندی است که همه چیز از جمله ما انسانها را آفریده است که خودش فرمود: لا حَولَ وَ لا قُوَةَ اِلا بِالله العَلِیَّ العَظیِمِ. (هیچ حرکت و نیرویی نیست مگر به اراده خداوند بلند مرتب? با عظمت.)

    خداوند پس از خودش خواسته است که پیامبرانش و سپس انسانهایی که راه آنها و دستورات خداوند ار می پویند ابرقدرت باشند.

    رسم شده است که به بعضی از کشورها هم ابر قدرت می گویند و این حرف ِ غلط و اشتباهی است. اگر خطاب ما با عنوان ابر قدرت به مردمی نیازمند باشد که در سرزمینی زندگی می کنند مسلما آنها هم به دیگران محتاج هستند زیرا از ارتباط و تعامل با یکدیگر ناگزیر و ناچارند.

    حال می گوییم که نه. رئیس جمهورهای آنجاها ابر قدرت هستند - این هم غلط و اشتباه است. شما همان رئیس جمهورهایی که مردم آن کشورها آنها را بر سر کار آورده اند را بدون هیچ کمکی در میان کویری بگذارید هیچ کاری از آنها ساخته نیست و به نان شبشان هم محتاجند.

    می گوییم دولت آن کشورها ابر قدرتند - آن دولتها هم که از مردم همان سرزمینها هستند که بر آنها حکومت می کنند و این قدرت از جانب همان مردم به آنها تفویض شده است.

   خوب می گوییم ارتش آن کشورها ابرقدرتند - ارتشی که با فرمان یک نفر آدم نیازمند و محتاج ، به حرکت در بیاید و از حرکت بیایستد چگونه می تواند ابر قدرت باشد. ما در تاریخ داشته ایم که لشکریان بسیاری را خداوند با پشه فراری داده و آنها گریخته اند.

    پس می توان گفت که مجموعه آن کشور اعم از مردم و رئیس جمهور و دولت و مجالس و ارتش و ... از این قبیل آن کشورهاست که ابر قدرتند - یعنی زور دارند و کارشان را با قلدری و گردن کلفتی و چوب و چماق و قمه پیش می برند و به کرسی می نشانند. خوب اگر چنین است که شما می گویید این کارها که کار مشتی آدمهای لات و چاقوکش و بی سر و پا و ارازل و اوباش هم می تواند باشد.

   پس ما به آدمها و به کشوری که بخواهد کارش را با گردن کلفتی پیش ببرد ابر قدرت نمی گوییم بلکه ابر قدرت آن کسی است که در درجه اوّل بتواند بر نفس اماره خودش غالب و پیروز بشود و دیگر اینکه گناه نکند.

    ثروتمندانی مانند قارون هم ابر قدرت نیستند زیرا آنقدر ضعیف و ناتوانند که پول و طلا به زانویشان در می آورد و دیدیم که خداوند چگونه قارون و امثال او را با داراییهایشان به زیر زمین فرو برد.

    شاید کسی بگوید که یک بوکسور و ورزشکار بسیار قوی و ورزیده ای ابر قدرت باشد - اما ممکن است چنین کسی نتواند نفس خود را در مقابل خواسته هایش برای رسیدن به مدال و پول کنترل کند و در مسابقاتش خطا هم داسته باشد. علی بن ابیطالب (ع) فرمودند: اَشجَعُ النّاسِ مَن غَلَبَ هَواهُ (شجاع ترین مردم کسی است که بتواند بر هوای نفس خود پیروز بشود.)

   در نهایت به عرض شما برسانم که ابر قدرت کسی مانند حضرت یوسف (ع) است که در عین استطاعت بر گناه و آمادگی همه چیز برای رسیدن به آن چیزی که در آن سنین ، اکثریت جوانان خواهان و آرزومند رسیدن به آن هستند، خود را کنترل کرد و به خدا سپرد و چشم و دامانش را از گناه حفظ کرد.

    انسانهای فهیم و دانا و عالم و دانشمندانی که علمشان را در راه پیشبرد مقاصد عالیه انسانی بکار می برند و ادب و نزاکت را رعایت می کنند می شود گفت به نوعی ابر قدرتند چون بر نفس اماره خویش غالب آمده اند.

   ابر قدرت کسی یا کشوری نیست که به هر بهانه ای برای رسیدن به اهدافی که فکر می کند صحیح و درست است، دست به کشتن بی گناهان می زند و زن و کودک و پیران و بیچارگان را آواره و خسته دل و گریان می کند. ابر قدرت کسی است که در عین خشم و غضب و استطاعت و قدرت بر انتقام، می بخشد و عفو می کند.

   اما از آنجا که نفس امّاره زمامداران به آنها اجازه نمی دهد که خدایی بیاندیشند و خدایی عمل کنند ، ابر قدرت فقط خداوند و پیامبران و انسانهایی هستند که راه خدا را می پیمایند و گناه و خطا و خلافی انجام نمی دهند و در مقابل شیطان و وسوسه های او می ایستند و مقاومت می کنند.


امامت

ارسال شده توسط ناهید در 96/10/21:: 9:9 عصر

امامت

   صاحب فضلی ز رب العالمین     

                              خواست تا گردد امامی راستین

   رحمت حق کرد کار خویش را  

                              دید آنکس سرنوشت از پیش را

  باز شد چشمان او بر سرّ غیب

                              آدمی می دید اما پر ز عیب

   دید از هر کس ورایش آنچه بود  

                              روی بر می تافت از چهرش چه زود

   خوک و خر می دید مردم را نه مرد 

                              معجز حق کار خود با وی بکرد   

   آدمی می دید در هر جا چه کم  

                              این چنین دیدن بر او بفزود غم

   هر کجا کو رفت میمون دید و خرس 

                              روز و شب از دیدن مردم به ترس

   عاقبت شد خسته از آن زندگی 

                              چون که دلچسبش نبود آن بندگی

   رفت در محراب و گفتا ای خدا!  

                               من نمی خواهم شوم از تو جدا

   لیک مرد حق نیم در بندگی  

                               تا کنم با مردم این سان زندگی

   صورت اوّل به من الصاق کن 

                               روح اوّل را به من الحاق کن

   گر امامت را بدین سان می کنند 

                                کار مردان، کار مردان می کنند

   آمد از حق سوی آن انسان ندا  

                                ای که می خواهی شوی زین ره جدا

   کار هر کس نیست چشم راست بین 

                                بایدت قلبی پر از حق و یقین

   چون یقینت سوی یزدان راست شد  

                                 بندگیّت بی کم و بی کاست شد

   گر تو بر مردم کرامت می کنی  

                                 همچو مرد حق امامت می کنی
   
                                                    سراینده: ناهید


من خدا را نمی شناسم (89) آیا موجودات دیگر هم خدا را عبادت می کنن

ارسال شده توسط ناهید در 96/10/18:: 7:56 عصر

 زیباترین پرندگان رنگی دنیا را ببینید

 

                                          من خدا را نمی شناسم (89)
   
          دانش پژوه پرسید: استاد آیا موجودات دیگر هم خداوند را عبادت می کنند؟

       استاد گفت: موجودات دیگر بر می گردد به فرشتگان و جنیهای مؤمن و حیوانات اعم از مهره داران و پستانداران، پرندگان و خزندگان ، تمامی جانوران آبی و دریایی و بیمهرگانی چون حشرات و سپس گیاهان و جامدات حتی سلولهای بدن کافران و از این قبیل، اینان همیشه و در همه حال مشغول تسبیح خداوند هستند. درست است که کافران خودشان عبادت خداوند را بجا نمی آورند اما تمامی بدن آنها این کار را انجام می دهد. به عنوان مثال عده بسیار زیادی از فرشتگان در عالم ملکوت مدام در حال تسبیح و تقدیس و رکوع و سجود برای پروردگار هستند.

      لطفا به معنی آیه هجدهم سوره مبارکه حجّ توجه بفرمایید: آیا ندانستى که خداست که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و [تمام] ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى او سجده مى کنند و بسیارى‏ هستند که عذاب بر آنان واجب شده است و هر که را خدا خوار و ذلیل کند او را گرامى دارنده‏ اى نیست چرا که خدا هر چه بخواهد انجام مى‏ دهد (18) سجده هر موجودی به گونه ای است که خداوند می داند و سجده و عبادت ما هم این است که می بینیم و انجام می دهیم.
     
     در چندین جای قرآن کریم آمده است که: یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض (آنچه در آسمان و زمین است خداوند را تسبیح می گویند.) خوب تسبیح کردن خودش عبادت خداوند است. تسبیح گفتن خداوند یعنی او را از هر صفت و هر نسبتی که کفار به او می دهند (مانند شریک داشتن . فرزند داشتن . پدر و مادر داشتن . همکار و همدست داشتن . همسر داشتن . مثل و مانند داشتن . همسایه و رقیب داشتن . جسم داشتن . اعضا و جوارح داشتن . مرکب بودن . محل و مکان داشتن . دیده شدن و از آنچه که شایسته مقام الوهیت او است که به او می بندند و می گویند) پاک و منزه و مبرّا دانستن. 

     همینقدر به شما بگویم که اکثر قریب به اتفاق موجودات خداوند را وجودی مانند خودشان فرض می کنند. می گویند اگر ما بتوانیم با مورچه ای حرف بزنیم و او هم بتواند جواب ما را بدهد و ما از او بپرسیم که خداوند را چگونه می بینی و می شناسی؟ او در جواب ما خواهد گفت که خداوند مورچه ای است بسیار بسیار بزرگ که می تواند مثلا کره زمین را با دهان خود بلند کند.

    ما انسانها هم گاهی اوقات در باره ذات اقدس باریتعالی فکرهایی می کنیم و چیزهایی در ذهنمان می گذرد که اصلا با حقیقت و واقعیت قابل تطبیق نیست و نخواهد بود زیرا آنچه که ما در ذهن خودمان فرض می کنیم و می آوریم، مخلوق ذهن خود ما است و ما خالق آن هستیم و آن را با فکر و گمان خود آفریده ایم. اما آفریده هرگز مثل آفریننده نمی تواند باشد.

     در هر صورت خداوند می فرماید:

     ای انسانها من شما خلق کردم که مرا عبادت کنید. خوب وقتی که خودش می فرماید: یسبح لله من فی السموات و ما فی الارض (تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند مرا تسبیح می گویند و عبادت می کنند) چرا ما باید از این کار که برای آن آفریده شده ایم طفره برویم و شانه خالی کنیم. ما غافلیم که در روز قیامتی که حتما آمدنی است چون خداوند آمدنش را بر خودش واجب فرموده است، در بار? عبادت او از ما بسیار سئوال خواهد شد. بله وقتی که خداوند می فرماید آنچه و آنکه در آسمان و زمین است (یعنی اگر همه موجودات هم نخواهند، بدن و اجزای تشکیل دهنده بدن آنان به ناچار) او را عبادت و تسبیح می گویند چرا ما که برای همین کار آفریده شده ایم او را عبادت نکنیم.

    لطفا به آیه 41 سوره مبارکه " نور" هم دقّت بفرمایید. أ َلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ (41) آیا ندانسته‏ اى که هر که [و هر چه] در آسمانها و زمین است براى خدا تسبیح مى‏ گویند و پرندگان [نیز] در حالى که در آسمان بال بر گشوده‏ اند [تسبیح او‏ را می گویند.] همه آنها ستایش و نیایش خود را مى‏ دانند و خدا به آنچه مى کنند داناست. (41)

                       هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید     بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه.


   1   2      >



بازدید امروز: 1 ، بازدید دیروز: 34 ، کل بازدیدها: 38443
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ